سنت رياضي ديگري كه در اين زمان در شمال ايتاليا رشد كرد، ولي براي رسيدن به حد بلوغ (در ايتاليا و فلاندر) نيازمند يك قرن ديگر آمادگي بود، مطالعهٴ مناظر و مراياست. اين رشته مورد نياز نقاشان بود، به ويژه كساني كه ميكوشيدند درون و بيرون بناها را نمايش دهند و خطاي باصره ايجاد كنند. آغاز استفادهٴ سنجيده از تصوير مركزي را ميتوان در نقاشيهاي آمبروجو لورنزتي سيينايي ملاحظه كرد، از قبيل ((اخطار)) (آكادمي، سيينا) مورخ 1344.
لورنزتي، يا مشاور رياضياش، توانسته بود معلوماتي را كه اقليدس، ابن هيثم و ويتلو بيان كردهاند، براي نيازهاي هنري بهكار گيرد.
مهمترين كتاب هندسه در اين عصر اعمال هندسه تأليف دومينيكوس دو كلاوازيو در سال1346در پاريس است. اين رياضيدان پيهمونتي توجه خاصي به اندازهگيري داشت ـ سنجش طول، سطح و حجم. اعمال هندسهٴ او شامل اندازهگيريهاي مثلثاتي و همچنين اعمال صرفاً هندسي است. دومينيكوس نهتنها با سينوس (جيب)، كسينوس (جيب تمام) و جيب مقلوب1 بهخوبي آشنا بود، بلكه تانژانت (ظل) و كتانژانت (ظل تمام) را هم ميشناخت؛ او ارزش كاربردي تانژانتها را دريافت. از اين رساله نسخهبرداريهاي زيادي شد، كه ثابت ميكند قدرش دانسته شده بود، هرچند هرگز چاپ نشد.
در گزارش رياضيات سدهٴ چهاردهم، دانته را ميتوان كنار گذاشت، ولي مورخ نجوم نميتواند از وي چشم بپوشد. عقايد دانته دربارهٴ نجوم مطابق با زمان خودش پيشرفته نبود و او آنها را منحصراً از ترجمه لاتيني كتاب فرغاني (نهم ـ 1) اخذ كرده بود؛ با اين همه، بايد توجه داشت كه اين عقايد معرف معلومات نجومي و جهانشناختي معاصران باسواد (نه متخصص) او و همچنين بسياري افراد نسلهاي بعدي بود. او نخستين نويسندهٴ غربي است كه به صورت فلكي صليب جنوبي اشاره كرده است. اگر او موٴلف
مسايل آب و خشكي باشد، از شكل زمين بحث كرده و دعوي وجود دو كرهٴ خارج از مركز خشكي و آب را مردود دانسته است.
در آغاز قرن، صاحبنظر عمده در زمينهٴ كليات نجوم از جنبهٴ غيررياضي آن اَجيديوي رُمي بود (سيزدهم ـ 2). پس از مرگ او (1316) و دانته (1321)، جوواني جنوايي كار نجوم را دنبال كرد. او به خسوف و كسوف توجه داشت و جدولي در اين زمينه تدوين كرد و هوگو اهل سيتا دي كاستِلّو، دومينيكي اومبريايي، در سال 1337 در فلورانس شرحي بر معروفترين كتاب درسي سدههاي ميانه، يعني كتاب كره تأليف جوواني اهل ساكروبوسكو (سيزدهم ـ 2) نوشت.